معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

626

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

نشاند مر او را فخرى عظيم و شرف و بزرگى باشد و موجب افتخار و سبب استبشار بود و نيز شادى بدل آن پير محنت رسيدهء اندوه و فراق كشيده و اصل گردد . بيت از آن طرف بپذيرد « 1 » كمال تو نقصان * وز اين طرف شرف روزگار ما باشد آنگاه يوسف ابن يامين را بخوان خاصّ طلبيد ، و در طعام خوردن شريك و سهيم خود ساخت و گفت اگر برادرت غايب گشته اكنون من برادرت باشم . تقريب : اى درويش اين واقعه بدان مىماند كه چنانچه يوسف برادران را تجهيز نموده ، بجانب كنعان فرستاده بود و بر منظر خود منتظر قدوم ايشان مىبود ، تا كى از صحراى كنعان متوجّه مصر گردند . كذلك حضرت خداوند تعالى بندگان خود را ترتيب امور نموده ، و ارزاق ايشان مقدّر فرموده ، بكنعان دنيا فرستاده و رحمتش بر منظر رأفت ، منتظر ، كه كى باشد تا سوختگان آتش محبّت و جگر تشنگان بيابان مودّت ، از كنعان دنيا ، روى بمصر آخرت آرند و سر و پاى برهنه شربت مرگ نوشيده و در خاك لحد پوسيده با دلهاى پرحسرت از بيت الاحزان بلا و محنت در رسند ، چنانچه برادران يوسف شب در منزل شمعون بسر برده روز به بارگاه عزيز روى آوردند . كذلك بندگان صالح در شبانگاه مرگ روى به منزل لحد آرند و چون صبح قيامت « 2 » پديد آيد و سفيده مهرهء « يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ » بنوازند ، همه روى به بارگاه عرصات آرند و چنانچه برادران را در سراپردهء عزت ساعتى بازداشتند ، بنده را نيز در مقام حساب بازدارند ، آنگاه همه را بگلشن سراى جنّت درآرند و هر يك را مايدهء « إِخْواناً عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ » بنشانند بندهء مخلص نه مائده بيند و نه خوان نه حور جويد و نه رضوان .

--> ( 1 ) - الف : نپذيرد . ( 2 ) - دميدن گيرد .